تبلیغات
طراحی دوخت

طراحی دوخت
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
ابر برچسب ها
 
 


راسخون / مقالات موضوعی / فرهنگ و اندیشه / هنر / سایر مقالات / هنر اسلامی (قسمت اول)

هنر اسلامی قسمت اول
هنر اسلامی (قسمت اول)





درجزیرةالعرب یا شبه جزیره عربستان از هزاره های هفتم و ششم ق.م آثار پادینه سنگی و میان سنگی گوناگون به دست آمده است.با آن که اقلیم سخت و خاک خشک آن سرزمین قاره مانند امکانات کاوشگری را تاکنون محدود و گاهی متوقف داشته، لیکن باز در نواحی دورافتاده از هم خاک عربستان کاوش های باستانی مهم به عمل آمده است، که مراکز عمده آن عبارتند از:بخش شرقی در ناحیه شبه جزیره قطربخش مرکزی در ناحیه ی خشک و شنزار ربع الخالی و وادیهای شمال آن تا حفلّه ی نجد، بخش جنوبی شبه جزیره آن ظُفار رو به شرق ناحیه عَدن و یمن در جنوب غربی، در بخش شمالی و شمال غربی از تیماء (در شمال مکه)تا اُردن و خلیج عقبه.آثار عمده ای که از مراکز یاد شده به دست آمده مشتمل است بر:گُوه(چوب شکن)و مقداری از سنگ چشم[در شمال یمن]ابزارهای سنگ چخماقی[در نجد]، تبر دستی از سنگ چشم[در بخش شرقی]و نیز آثاری دیگری در همان ناحیه قطر و بخصوص در جزیره بحرین که نمایانگر برقراری روابط میان ساکنان آن نواحی با مردم هندوستان در عصر نوسنگی است، و باز تبر دستی از کناره ی جنوبی شبه جزیره[ظُفار]، و همچنین کنده کاری های صخره ای متعلق به دوران نوسنگی در اُردن و عَمان از جانورانی چون گاو، گربه وحشی، مارمولک، شتر، مگس، و بیش از همه بُز کوهی به گواهی مدارک موجود از حدود 3000 ق.م مردمی سامی زبان در سراسر جزیرةالعرب تا ناحیه جنوبی اُردن امروزی می زیسته اند.در هزاره دوم ق.م دو تحول عمده در آن سرزمین به حصول پیوست، که یکی اصل شدن شتر بود و دیگری پیدایی خط الفبایی عربی که تا امروز برقرار مانده چنانچه معلوم است در هزاره دوم ق.م اعراب شتر را برای حمل کُندُو و مواد معطّر از «جاده بُخور»تا سواحل مدیترانه، بخصوص کشور مصر که مصرّانه طالب کُندُر یمن و جنوب عربستان بود، به کار می گرفته، و گوشت و شیر و پشم آن را نیز مصرف می کرده اند.
قدیمی ترین متن تاریخی که در آن از قوم عرب یاد شده کتیبه ای است آشوری که در زمان شلمنصر سوم [895 تا 824] برجا مانده است.در تلمود که مجموعه مدون شریعت شناسی بنی اسرائیل، و نیز در تورات که نام پنج کتاب اول شریعت حضرت موسی است، ذکر جزیرةالعرب و قوم عرب به میان آمده است.
دولتهای عمده ای که از دوران باستان در عربستان تشکیل یافته اند به دو دسته شمالی چون تَدمُر، َبَطیان و غسانیان؛ و جنوبی مانند معین قتبان، سبا و حَضَرموت تقسیم شده اند به موجب کتیبه های مکشوف و پژوهش های دانشمندان در صد ساله ی اخیر، یکی از قدیمی ترین دولتهای جنوبی معین بوده که از حدود 1300 تا 600 ق.م دوام و شهرت می داشته است، و دیگر دولت قَتَبان.و این هر دو به سمت دولت سبا منقرض شدند. باز بر طبق کتیبه های بسیار، و عموماً بدون سنه ی معین، که در باره دولت سبا به دست آمده است، دولت سبا نام خود را از لقب یعرب ابن قحطان می گرفته ، که نیای بزرگ بسیاری از شیوخ قبایل جنوب بوده، و شهر سبا و سد مأرِب را بر پا ساخته است.در قرن دهم ق.م این دولت با فرمانروایی ملکه سبا به اوج قدرت و توانگری رسید.
مهمترین دولت های تشکیل یافته در شمال جزیرةالعرب، که تا سرزمین سوریه گسترش یافته بود، تَدمُر [یاپالمیر] بود که نامش در لوحه ای اکّدی متعلق به سده نوزدهم ق.م آمده است، و دیگر دولت نَبَطیان که ازسده هفتم ق.م قدرت و اعتبار یافت، و سرزمینی بزرگ از بخش جنوبی فلسطین تا کناره ی بحر احمر را به زیر فرمان خود درآورد.
تاریخ قوم عرب از میانه سده نهم ق.م مظبوط و مشخص می شود و پیش از آن بسیاری مطالب در مرحله تردید و ابهام باقی می ماند.از دولت های پیش از اسلام عربستان نیز ذکری از ملوک لَخمی به میان می آوریم که قلمروشان بخشی از شمال شرقی شبه جزیره، و دوام دولتشان از اواخر سده سوم ق.م و تا اواخر سده ششم میلادی بود، پادشاهان آخری این سلسله تابع ساسانیان بودند، و دولت ساسانی به یاری آنان از گزند غارتگریهای طوایف بادیه نشین عرب مصون می مانده است.
شک نیست که در عربستان میان قبایل بیابانگرد و مردم شهرنشین تفاوت فاحش وجود می داشته است، و طبعاً بدویان چادر نشین عرب نمی توانسته اند صاحب هنر یا فرهنگی قابل ذکر بوده باشند. لیکن در شرایط شهر نشینی پیشرفته ای که بخصوص در دولتهای بخش جنوب غربی شبه جزیره به وجود آمده است. تمدنی قومی و شایان توجه پا گرفت که از جهات بسیار قابل مقایسه با تمدن مصر و بابل و یونان و و ایران بود، و در طول زمان نیر تأثیراتی از هر یک آنان پذیرفت.ناگفته نگذاریم که علاوه بر بیابان گردان و شهر نشینان، طوایفی از اعراب نیز در سراسر خاک عربستان پراکنده بودند که در واحه ها یا کنار چشمه آب دایمی سکونت می داشتند و به مراحل پیشرفته تری از کشاورزی و دامداری و رفاه اجتماعی دست یافتند.ساکنان عربستان به طور عموم گر چه تشکیل نژاد یا ملتی واحد نمی دادند، لیکن همگی به زبان عربی [با گویشهای متفاوت]سخن می گفتند.مورخان اسلامی به پیروی از علمای اَنساب عرب تمامی قبایل عرب را دو دسته بزرگ یعنی جنوبی یا قبایل قحطان(یمنی)، و شمالی یا قبایل عَدنان تقسیم کرده اند.
در میان ساکنان شبه جزیره عربستان پرستش ارواح غیر آدمی چون ملائکه و جن و غول و همچنین پرستش اجرام آسمانی و اجداد خانوادگی و اصنام معمول بود.بسیاری از قبایل جانوری چون سگ، خرس، سوسمار، سنگ پشت، گاو و مانند آن را بُت خاص خود قرار می دادند و نام آن جانور را بر قبیله و سران قبیله خود می نهادند.ایشان صنمهای خویش را از چوب و طلا و ننقره و یا از سنگی می ساختند گر چه به گفته برخی مورخان اسلامی قوم عرب در سایه رهبری حضرت ابراهیم یکتاپرست شده بودند، لیکن مسلم است که پس از چندی دوباره به شرک گراییده بودند.علمای ادیان معتقد بودند که عرب جاهلی به هنگام پرستش اجداد خود مراسمی پرتفصیل برپا می داشتند و در سوگ مردگان موی سر خود را می تراشیده و بدن را مجروح می کرده و بر بالای گور متوفّا بنایی می ساخته است و همچنین در میان عموم اقوام اعراب سامی نژاد، نَسَب هر شخصی اصلی عمده شمرده می شد، و رعایت تکالیف خویشاوندی-یا همخونی-اهمیت به سزا می داشت.
چنانچه قبلاً اشاره شد در میان فرهنگ وهنر مردم بادیه نشین سرزمین عربستان تفاوتِ چونی و چندی بسیار وجود می داشته است.و اینکه در توضیح مطلب به طور خلاصه اضافه می شود که اگر طوایف و قبایل بیابانگرد و چادرنشین در شرایط زیستی خود را صاحب سابقه و سبکی در هنرهای اصلی نشدند، و جز به ساختن بت از چوب و سنگ و طلا و نساجی و بوریابافی و تهیه ی آبدان و ظروف و وسایلی با چرم، و به کارگیری نقوش تزئینی و به دور از شکل و هیئت موجودات و جانداران، توانایی و توفیقی نیافتند، برعکس، ساکنان مراکز تمدنی که پیش از آغاز هزاره ی اول ق م.و در سده های بعد از آن در بخشهایی از شمال و جنوب و شرق شبه جزیره تکوین یافت، در هنرهای معماری و پیکرتراشی و نقش وبرجسته کاری، و نیز در مفرغکاری و سفالگری و انواع صورتسازی و زینتگری پیشرفت شایان یافتند وهنری قومی و متمایز از هنر اقوام مجاور خود به وجود آوردند. شرح عمده ترین این آثار در گزارشی بسیار کوتاه به قرار زیر از نظر می گذرد:از شهر مأرِب(مارب) مر کز عمده ی دولت سبا، و واقع در نزدیکی سدّ مأرب [که خود در آغاز هزاری ق م.شاهکار معماری فنی و مهندسی برای آبرسانی بوده و موجب شگفتی کارشناسان و پژوهش گران امروزی شده است.]بقایای پرستش گاهی بزرگ و بیضی شکل، اعضای ساختمانی چون ستون و سرستون به شیوه متمایز جنوب عربستان، قطعات تزیینی محراب و سنگتراشی، پیکره های مرمرین گاو نر، سردیسهای گاو نر ساخته شده با مفرغ، پیکره های کوچک اندام از گل صورتگری، تصویرهای فردی متوفیانی کنده کاری شده بر سنگ مزارشان، و برتر از همه پیکره ی کوچک اندام مفرغینی به بلندی 95 سانتیمتر با پوست پلنگی بر دوش و پشتش [سده هفتم ق م] که سجیّه ی هنر عربستان جنوبی را عاری از نفوذ یونانی، و یا بیگانه، بخوبی آشکار می سازد. همین گونه آثار تاریخی و هنری در تیما.واقع در شمال غربی عربستان و متعلق به سده هشتم و هفتم ق م مکشوف شده، و از کاوشگاه شهر پترا[بَعلراء]در ناحیه ی شمال غربی شبه جزیره، سنگ مزاری کنده کاری شده به دست آمده است.باز در عدن[جنوب یمن]پیکره پادشاهی متعلق به میانه ی هزاره ی اول ق م و در همان مرکز تمدنی جنوب کتیبه ی برجسته ای به خط عربی روی سنگ [شاید متعلق به قرن دوم ق م]یافت شده است.از بخش شرقی عربستان آثار تاریخی قابل ذکری تاکنون به دست نیامده است.در پایتخت حَضَرموت [تمدن عمده جنوبی عربستان پاره ا ی مفرغینه های لرستان متعلق به سده ششم ق م مکشوف شده است.[نشانه ای از وجود رابطه ای تجاری میان ایران و حضرموت].
در مرکز تمدنی جنوب غربی عربستان معماری بخصوص پیشرفت شایان توجه یافت.به طوری که هنر پیکر تراش را با فاصله بسیار پشت سر گذاشت.در جنوب سفالگری در مراحل نخستین مانند؛ ولی زرگری، مفرغگری و جواهر سازی رونق گرفت. چنانکه اشاره شد کامیابیهای اعراب جنوبی در ساختن استحکامات سدّ آبرسانی، جاده ها و نیز کارهای کشاورزی، پژوهشگری امروزی را به شگفتی می اندازد.هم چنین از ویژگی های شیوه هنری خاص ناحیه جنوبی عربستان، که از سرایت هنر بیگانگان و خصوصاً یونانیان تا حدّی به دور بود، حفظ تعادل و تقارن کامل است.این همان دو ویژگی است که در کتیبه نویسیهای مکشوف جلب نظر کارشناسان را کرده و برخی از ایشان را بر آن داشته است که خط عربی را برای خوشنویسی و کتیبه نویسی مساعدترین خط به شمار آورند.

ظهور اسلام و هنر اسلامی

هجرت حضرت محمد(ص)از مکه به مدینه مجداً تاریخ مسلمانان قرار گرفته و آن مطابق بوده است با سنه 622 بعد از میلاد مسیح پس از رحلت پیغمبر اسلام(ص)در سال 11 هجری قمری خلفای راشدین [یا خفای اربعه:ابوبکر، عمر، عثمان، حضرت علی(ع)]به جانشین رسول اکرم در مرکز مدینه رهبری امت مسلمانان را به دست گرفتند.حضرت علی(ع) به قبول مقام خلافت در سال 36 ق م کوفه را پایتخت خود قرار داد؛ و با شهادت آن حضرت در سال 40 ه.ق خلاقت به معاویه رسید که از عموزادگان حضرت محمد(ص)بود، و پایتخت خود را به شهر دمشق [درشام]منتقل ساخت.
جانشینان معاویه به نام خلفای اُموی [بنی امیه] از 41 تا 132 ه.ق در مقام خلافت باقی ماندند. از آن پس خلافت به دست عباسیان افتاد که بغداد را پایتخت ساختند، وتاسال 656 ه ق به خلافت خود ادامه دادند، و در آن سال به هلاکت المستعصم باالله به فرمان هلاکوخان بساط خلافت برچیده شد. لفظ اسلام در قرآن کریم به معنی مطلق دین خدا و نیز خصوصاً به معنی دین حضرت محمد(ص)آمده است؛ و اصل لغوی آن به معنی تسلیم و رضا به فرمان الله است.در مدت 23 سال پس از بعثت، و در طول حیات حضرت محمد(ص)این دیانت در سراسر جزیرةالعرب اشاعه یافت. پس از رحلت رسول اکرم(ص)به همت خلفای راشدین و با پیروزیها پیاپی جهادگران مسلمان، در مدتی کوتاه آیین اسلام از اسپانیا و شمال آفریقا و مصر و سوریه و بین النهرین و ایران تا هندوستان و چین و برخی دیگر در نواحی خاور دوررا به زیر حکومت و حدت بخش خود درآورد.بنابر آنچه در پیش گذشت قوم عرب که در قرن هفتم میلادی با ایمان توحیدی خود دولت پهناور اسلامی را بنیان نهادند، به طور عموم چادرنشین و بیابانگرد بودند، و به جز در پاره مراکز تمدّن که از اواخر هزاره دوم ق م به بعد در دولتهای شمالی چون تَذمُر و نَبَعلی و غَسّانی، و نیز دولتهای جنوبی شبه جزیره ی چون سبا و قَتَبان و حضرموت تکوین یافت و صاحب تمّدن هنری قابل مقایسه با تمدّن های بین النهرین شد، سابقه و سبکی در معماری دیگر هنرهای اصلی نداشتند؛ بلکه هنرشان منحصر می شد به نسّاجی و بوریانی و ساختن بتهای قبیله ای در هیئت جانور مورد پرستش هر قبیله چون سوسمار، گاو، سنگ پشت و مانند آن چوب و سنگ[گاهی طلا و نقره]و پاره ای هنرهای دستی با نقوش تزئینی و به دور از اشکال طبیعی موجودات.
در آغاز تکوین جامعه اسلامی، نمازخانه عبارت بود از محوطه ی ساده ای محصور در دیوارهای از بافته بوریا، و امّا از نخستین نمازخانه های عادی ساخته شده با مصالح صُلب معمول در آن دوران کمترین آثاری برجا نمانده است.لیکن چندان مدتی از رواج اسلام نگذشت که تزئینات گوناگون اسلامی تعیین در مواضع خودجایگزین شدند.و به طوری نسبتاً ثابت در هر اقلیم و دیاری از آن عالم گسترده که ایمان وحدت بخش اسلام را پذیرفته بودند، و به رویش خود ادامه دادند.
در دوره خلافت اُمویان لزوم انجام جماعت، ساختن نیایشگاهی عمومی، یا مسجد ،را ایجاب کرد.بنای مسجد که در اساس برنقشه ای مستطیل شکل استوار می شود مشتمل است برحیاطی وسیع با حوض آبی در میان آن، و از چهار طرف محدود به طاقنامه ها و ایوان های جانبی، و در انتهای جنوبی حیاط، نمازخانه یا شبستان مسجد که به محراب فرو نشسته در بدنه ی رو به قبله شبستان منتهی می شود.سقف و بام مسجد در آن مرحله معماری تخت بود، و از بدنه ی آن یک یا چند مناره به سوی آسمان افراشته می شد و مانند آنچه در مسجد جامع دمشق [معروف به جامع اُموی] یا بگوییم نخستین نمونه معماری اسلامی پس از قبةالصخره ی بیت المقدس، مشاهده می شود، ضمن آنکه در این بنا نفوذ معماری و اثر دست موزاییک کاران بیزانسی نیز آشکار است.
معماری شهری [واعیانی]اُمویان با بررسی آثار باقیمانده از کاخهای بیابانی [ییلاق]قصرالعَیر و مِشّتی و قُصیر عَمَره شناسایی شده است که در برخی از آنها نقاشیهای دیواری با انگاره های تزئینی شان نمایانگر میراثهای هنر یونانی مآبی و ساسانی است که به اُمویان رسیده بود.از آنجا که هنر اسلامی ساختن صورت جانداران را ممنوع کرده بود.طرّاحان مسلمان به ایجاد تزییناتی پرداختند که عنصر اصلیشان خطوط هندسی و نقوش انتزاعی بود،دیری نگذشت که درهر سرزمینی سبک معماری وزینتکاری خاصّ آن محل چون ایرانی ،شامی،بیزانسی[درسورّیه]،قبطی[در مصر]به وجود آمد. در معماری اسلامی پس از اجرای استخوان بندی بنا توجه اصلی به تزیین و پرداخت روی? بنا موقوف می شد و همین جنبه است که به جلوه های گوناگون معماری اسلامی در سرزمینهای مختلف وحدت می بخشد بناهای مهّمی که در قرن اول هجری [هفتم میلادی] ساخته شد عبارتند از مسجد عمروعاص در قاهره، مسجد قیروران در تونس و قبةالصّخره در بیت المقدس .در قرن دوم هجری پوشاندن رویه بنا به گچبری های ظریف وکاشی های رنگارنگ در سراسر عالم اسلام معمول شد[جامع اُموی، دمشق].ساختن یکی از بزرگترین مساجد جهان، یعنی مسجد قُرطُبه در اسپانیا در ابتدای خلافت اُمویان اندُلُس [نیمه دوم قرن دوم هجری آغاز شد.درعهد خلفای فاطمی هنر معماری در مصر رونق و کمال یافت، و در قرن پنجم هجری گنبدسازی به اسلوب ایرانی در آنجا معمول شد.همراه با ساختمان مساجد، کاشیکاری و مقرنس کاری نیز پیشرفت می یافت.در اسپانیا معماری اسلامی به رنگی دیگر جلوه گر شد کاخ شکوهمند الحَمراء در غَرناطه [گرانادا] با حیاطها و حوضها و پیکره ها و سنگی شیر، تالارها، و گچبری و کاشیکاری و سقف مقرنس و هلال و ستون ظریف و رنگین ، نمونه بارز و کاملی از شیوه معماهنر اسلامی در اسپانیاست[اواسط قرن هفتم تا اواسط قرن هشتم ق] سلطه اعراب بر اسپانیا در اواخر قرن نهم ه ق [آخر قرن پانزدهم میلادی]به پایان رسید. لیکن تأثیر هنر اسلامی در آن سرزمین برقرار ماند.[شرح آن در آخر این بخش خواهد آمد]..
در دوره خلفای عباس پایتخت به بغداد منتقل شد و نفوذ هنر و معماری ایرانی-یا بگوییم ساسانی-غلبه یافت.اکنون آجر به مقدار زیاد در ساختن جرز و پلکان و طاق و گنبد به کار برده می شود، و هلال درگاه و طاقنما و طاق گهواره ای و گنبد ایوان اشکانی[فضایی بلندتر از سطح زمین و فرو نشسته در بنا و مسقّف که از سه بر محصور و از سمت پیشین با طاقنمایی بلند رو به حیاط داخلی باز است]اساس استخوان بندی معماری را تشکیل می داد و همچنین با وجود تحریم دینی، معماری تدفینی با برپا کردن ساختمانی شکوهمند بر مزار معمول شد.


http://rasekhoon.net/article/show-28131.aspx


تمامی حقوق این پایگاه متعلق به موسسه فرهنگی و هنری نور راسخون وابسته به سازمان اوقاف و امور خیریه می باشد.




طبقه بندی: مقالات مفید،
[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ شهناز کرم زاده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :